السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

469

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

بسيار نيازهاى او را رفع كردند ؛ آنسان كه حتى از حق خود گذشتند تا او آسوده باشد . مرحله سوم زمانى بود كه او به سن رشد و بلوغ مىرسيد ولى هنگامى كه خود در پى روزى خود و خانواده‌اش رفت از آن ترسيد كه روزىاش فراهم نشود و به همين دليل بر خانواده و زيردستانش سخت گرفت ؛ چرا كه او باور نداشت كه خداوند پس از هركاستى ، نعمتى فراخ‌تر عطا خواهد كرد ، پس اين بنده چه بد بنده‌اى است . « 1 » آن‌گاه امام عليه السّلام فرموده‌اند : لقمان فرزندش را چنين پند مىداد : فرزندم ، اگر مرگ را باور ندارى خواب را بر خود حرام كن و بىگمان نمىتوانى چنين كنى ، و اگر در برانگيختگى روز رستاخيز ترديد دارى هوشمندى را از خويش برگير كه بىگمان نخواهى توانست چنين كنى ؛ چرا كه خواب ، گونه‌اى از مرگ است و بيدارى پس از آن ، همچون برانگيخته شدن رستاخيز است . فرزندم ، آنقدر به اين دنيا نزديك مشو كه تو را [ از آخرت ] دور سازد و آنقدر از دنيا دور نشو كه تو را خوار شمارند . شمشيرت را جز در برابر ستمگرى كه سزاوار كشته شدن است از نيام برنكش . امام صادق عليه السّلام پندهاى لقمان را چنين بازگو فرموده‌اند : لقمان به فرزندش گفت : فرزندم ، هرگز نادان را پيام‌رسان خود نگردان و اگر خردمندى را نيافتى خود براى رساندن پيامت برخيز . همچنين آن حضرت در روايت ديگرى فرموده‌اند كه لقمان به فرزندش گفت : فرزندم ، هرگاه در ميانه راهى دودل گشتيد لحظه‌اى تأمل كنيد و با يكديگر به مشورت نشينيد ، اگر در ميان راه تنها يك نفر را ديديد از او نشانى را نپرسيد كه او خود در ترديد به سر مىبرد و چه بسا جاسوس دشمن و يا فرستاده شيطان باشد . همچنين با جويا شدن خبرها از دو نفر يقين كامل مكن مگر آن‌كه قرائن ، نشان از درستى سخن آنان باشد . فرزندم ، نماز را در وقت خود به‌جاى آر كه وظيفه‌اى است بر گردن تو و تا آنجا كه مىتوانى نماز را به جماعت برپا دار .

--> ( 1 ) . خصال ص 122 .